loading...
حلقه خوشبتـــــــــی ام شد آتیـــش سیـــگارم
navid بازدید : 238 شنبه 16 اردیبهشت 1391 نظرات (0)

آرام باش ،ما تا همیشه مال همیم ، همیشه عاشق و یار همیم
آرام باش عشق من ، تو تا ابد در قلبمی ، تو همه ی وجودمی
بیا در آغوشم ، جایی که همیشه آرزویش را داشتی
جایی که برایت سرچشمه آرامش است
آغوشم را باز کرده ام برایت ، تشنه ام برای بوسیدن لبهایت
بگذار لبهایت را بر روی لبانم
حرفی نمی زنم تا سکوت باشد بین من و تو و قلب مهربانت

خیره به چشمان تو ، پلک نمیزنم تا لحظه ای از دست نرود تصویر نگاه زیبای تو
دستم درون دستهایت ، یک لحظه رها نمیشود تا نرود حتی یک ذره از گرمای دستان لطیف تو
محکم فشرده ام تو را در آغوشم ، آرزو میکنم لحظه مرگم همینجا باشد ، همین آغوش مهربانت
چه گرمایی دارد تنت عشق من ، رها نمیکنم تو را تا همیشه باشی در کنار قلب من
قلب تو میتپد و قلب من با تپشهای قلبت شاد است ، هر تپشش فریاد عشق و پر از نیاز است
آرامم ، می دانم اینک کجا هستم، همانجایی که همیشه آرزویش را داشتم ،همانجایی که انتظارش را می کشیدم و هر زمان خوابش را می دیدم آن خواب برایم یک رویای شیرین بود….
در آغوش عشق ، بی خیال همه چیز ، نه می دانم زمان چگونه می گذرد و نه می دانم در چه حالی ام
تنها می دانم حالم از این بهتر نمی شود ، دنیای من از این عاشقانه تر نمی شود
گرمای هوس نیست این آتش خاموش نشدنی آغوش پاکت
عشق است که اینک من و تو را به این حال و روز انداخته ، عشق است که اینک ما را به عالمی دیگر برده ، عشق است که من و تو را نمیتواند از هم جدا کند هیچگاه

خیلی آرامم ، از اینکه در آغوشمی خوشحالم

navid بازدید : 263 شنبه 16 اردیبهشت 1391 نظرات (0)

به تو عادت کرده بودم
اي به من نزديک تر از من
اي حضورم از تو تازه
اي نگاهم از تو روشن
به تو عادت کرده بودم
مثل گلبرگي به شبنم
مثل عاشقي به غربت
مثل مجروحي به مرهم
لحظه در لحظه عذابه
لحظه هاي من بي تو
تجربه کردن مرگه
زندگي کردن بي تو
من که در گريزم از من
به تو عادت کرده بودم
از سکوت و گريه شب
به تو حجرت کرده بودم
با گل و سنگ و ستاره
از تو صحبت کرده بودم
خلوت خاطره هامو
با تو قسمت کرده بودم
خونه لبريز سکوته
خونه از خاطره خالي
من پر از ميل زوالم

عشق من تو در چه حالي

navid بازدید : 245 شنبه 16 اردیبهشت 1391 نظرات (0)

خونه مون عیدا پر مهمونه
می رن مهمونا از اونا فقط
آشغالِ میوه به جا می مونه !
کجاست اون کیوی ؟ چی شد نارنگی ؟
کجا رفت اون موز ؟! خدا می دونه !
جعبه خالی ِ شیرینی هنوز
گوشه ی طاقچه پیش گلدونه
عطرش پیچیده تا آشپزخونه
شیرینیش کجاست ؟ خدا می دونه
می رن مهمونا از اونا فقط
جعبه ی خالی به جا می مونه !
از بس خونه رو به هم می ریزن
آدم مثل اسب(!) تو گِل می مونه
یکی نیست بگه خداوکیلی
جای پوست پسته توی قندونه ؟!
قند نصفه ی عموجون هنوز
خیس و لهیده ته فنجونه
حالا خداییش قندش مهم نیست
کنار اون قند نصف دندونه !
می رن مهمونا از اونا فقط
نصفه ی دندون به جا می مونه !!
پسته ی خندون ، بادوم شیرین
فندق در باز ، مال مهمونه
« پرسید زیر لب یکی با حسرت » :
که از این آجیل، به غیر از تخمه،
واسه ما بعدها چی چی می مونه ؟

navid بازدید : 299 شنبه 16 اردیبهشت 1391 نظرات (0)

اول از همه برايت آرزو مى‌کنم که عاشق شوى،
و اگر هستى، کسى هم به تو عشق بورزد،
و اگر اينگونه نيست، تنهاييت کوتاه باشد،
و پس از تنهاييت، نفرت از کسى نيابى،
آرزومندم که اينگونه پيش نيايد ......
اما اگر پيش آمد، بدانى چگونه به دور از نااميدى زندگى کنى،
برايت همچنان آروز دارم دوستانى داشته باشى،
از جمله دوستان بد و ناپايدار ......
برخى نادوست و برخى دوستدار ......
که دست کم يکى در ميانشان بى‌ترديد مورد اعتمادت باشند.
و چون زندگى بدين گونه است،
برايت آروزمندم که دشمن نيز داشته باشى ......
نه کم و نه زياد ...... درست به اندازه،
تا گاهى باورهايت را مورد پرسش قرار دهند،
که دست کم يکى از آنها اعتراضش به حق باشد ......
تا که زياده به خود غره نشوى.
و نيز آروزمندم مفيد فايده باشى، نه خيلى بي‌خاصيت ......
تا در لحظات سخت،
وقتى ديگر چيزى باقى نمانده است،
همين مفيد بودن کافى باشد تا تو را سرپا نگاه دارد.
همچنين برايت آروزمندم صبور باشى،
نه با کسانى که اشتباهات کوچک مى‌کنند ......
چون اين کار ساده‌اى است،
بلکه با کسانى که اشتباهات بزرگ و جبران‌ناپذير مى‌کنند ......
و با کاربرد درست صبوريت براى ديگران نمونه شوى.
و اميدوارم اگر جوان هستى،
خيلى به تعجيل، رسيده نشوى ......
و اگر رسيده‌اى، به جوان نمائى اصرار نورزى،
و اگر پيرى، تسليم نااميدى نشوى......
چرا که هر سنى خوشى و ناخوشى خودش را دارد و لازم است
بگذاريم در ما جريان يابد.
اميدوارم سگى را نوازش کنى، به پرنده‌اى دانه بدهى و به آواز يک
سهره گوش کنى، وقتى که آواى سحرگاهيش را سر مى‌دهد ......
چرا که به اين طريق، احساس زيبايى خواهى يافت ......
به رايگان ......
اميدوارم که دانه‌اى هم بر خاک بفشانى ......
هر چند خرد بوده باشد ......
و با روييدنش همراه شوى،
تا دريابى در يک درخت چقدر زندگى وجود دارد.
به علاوه اميدوارم پول داشته باشى، زيرا در عمل به آن نيازمندى ......
و سالى يکبار پولت را جلو رويت بگذار و بگويى:
«اين مال من است»،
فقط براى اين‌که روشن کنى کدامتان ارباب ديگرى است!
و در پايان، اگر مرد باشى، آروزمندم زن خوبى داشته باشى ......
و اگر زنى، شوهر خوبى داشته باشى،
که اگر فردا خسته باشيد، يا پس فردا شادمان،
باز هم از عشق حرف برانيد تا از نو بيآغازيد ......
اگر همه اين‌ها که گفتم برايت فراهم شد،
ديگر چيزى ندارم برايت آروز کنم ......

تعداد صفحات : 2

اطلاعات کاربری
  • فراموشی رمز عبور؟
  • نظرسنجی
    طرفدار کدام تیم ایرانی هستین؟
    آمار سایت
  • کل مطالب : 16
  • کل نظرات : 1
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 5
  • آی پی امروز : 7
  • آی پی دیروز : 2
  • بازدید امروز : 21
  • باردید دیروز : 28
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 49
  • بازدید ماه : 130
  • بازدید سال : 1,372
  • بازدید کلی : 14,197